حسن حسن زاده آملى
55
ده رساله فارسى (فارسى)
كه امروز همگان بر آن متفقاند . شايد در بادى نظر اين سؤال پيش آيد كه اگر هبوط و سقوط اجسام به سوى زمين از قوه جاذبه زمين است پس چرا به عكس شعله آتش و ابر و دود و بخار مثلا از زمين گريزانند و به سوى بالا شتابان مىروند ؟ جواب اين است كه اين موادّ در حقيقت ميل به بالا ندارند ، و به سوى بالا رفتن آنها در واقع از قوهء جاذبه زمين است . بدين بيان كه اجسام با هم تزاحم دارند ، يعنى دو جسم در يك مكان نگنجند . بلكه يكى ديگرى را دفع و رد مىكند تا خود حائز آن مكان شود . مىدانيم كه برودت سبب تكثيف هوا و حرارت موجب تخفيف آن است . هواى سرد آكنده و فشرده و سنگين است ، و هواى گرم باز و پراكنده و سبك . قوهء جاذبه جسم سنگين را به حكم جنسيّت تجاذب ، بيشتر به سوى خود جذب مىكند . حال چون هواى سنگين به فشار به سوى زمين جذب مىشود لاجرم هواى سبك را از مكانش به فشار دفع مىكند و دور مىنمايد و جاى او را مىگيرد . پس اين رفتن هواى سبك به سوى بالا در واقع پرت كردن هواى سنگين آن را بدان سوى است . و انسان گمان مىكند كه بخار و شعله و مانند آنها به سوى بالا شتابان روان و از زمين گريزانند . و به همين سبب است كه اشياء خفيفه از زير آب به بالا مىآيند كه در واقع چون آب سنگينتر از آنها است ، آنها را به سوى بالا دفع مىكند . به صورت تمثيل و تنظير در نظر بگيريد دو كفه ترازو را ، هرگاه سنگى به وزن يك سير در يك كفه آن بنهيم به حكم فعل جاذبيّت به سوى زمين مىآيد ، و كفهء ديگر خالى بالا مىرود ، در اين حال اگر سنگى به وزن يك كيلو در آن كفهء تهى بنهيم به سبب زيادت فعل جاذبيت به حسب زيادت ماده ، به سرعت به سوى زمين